تقدیم به
روحِ واژه های تن پاره و تهی شده از معنی گفته می شود زبان شعر زبان ابهام است ، اما گاه شاعر احساس گنگی دارد و مفاهیم گنگی در ترکیب باهم، چون درختان ردیف شده در پرسپکتیو مه آلودی خود را نمایان می سازند. بیان چنین احساسات گنگی، به واژه های گنگ نیز احتیاج دارد. واژه هایی ترکیب شده از چند کلمه یا صرفا آواهایی تداعی گر. گاه نیز احساسات تاحد زیادی روشن اند اما واژه های مناسبشان، آنقدر در تکرار های روزمره یا در ادبیات، نخ نما شده اند که رغبتی برای بکار بردن آنها در بیان خالصانه نیست. فارغ از همه اینها در جامعه ای که مردمانش به هزار و یک دلیل به دنبال معانی دقیق واژه ها نیستند و نه تنها گفتارشان که تمامی اعمالشان نیز در پس لفافه های مختلف پنهان است، شاید این زبان گنگ برازنده نر از زبان متداول باشد. بخصوص در مورد مفهومی چون عشق که امروزه دیگر واژه ای برآمده از افسانه تلقی می شود و عتیقه ای است در موزه شعرهای کلاسیک. درمجموعه “عشق یعنی تان به تم تان توختن” سعی در تجربه این ایده داشته ام.
پادکست ها
شعر کلیپ
هنر جمعه ست در این شب – صبا جاور
کشــــدار – صبا جاور
مرگ فشار قویست خطر برق چشمهایت – صبا جاور
ویار تو رامیکنم باز بدجور – صبا جاور
لحظه ها – صبا جاور
