هرزگـی – صبا جاور

معنی هرز شدن هرزگی
معنی هرزگی میدونی چیه؟
میدونی یه پیچ کی هرز میشه؟
شاعری شدی یک اسنپ بیحال
نقاش شدی یک املاکی خوشحال
ملا شدی یک بنگی رمال
دکتری واسه ما شدی دلال
هنرمندی واسه حکومت قوال
چون زنی صدات زیر وکال
کارمند واسه ی صابکارش حمال
ازدواج بخاطر پول و اموال
با ابزار فشار آوردن بهت
هر طرفی که میخوان چرخوندنت
تو حالت بسته بودی و باز با بافشار چرخوندنت
شکسته دندونات شکسته ایده هات/ شکسته اون غرور شاخت
هرز شده همه رویای داغت/ شخم زده شده مسیر و راهت
هرز شدی و افتادی به هرزگی / تسلیم تحمل روزمرگی
تنها رسالتت شده تو زندگی تسلیم ابتذال روزمرگی
میدونی چیه این این هرزگی/ بشی اسیر روزمرگی
گاهی حتی عاشق این بردگی/ به این میگن ابتذال معنی هرزگی
اونقد تو میمونی تو اون نقشت /شکل خودت دیگه داره یادت میره
تو آینه یکم نگاه که میکنی/ خسته میشی و خوابت میره
وقتی هرز شدی دیگه هیچ راهی نیس/ نه باز نه بسته هیچ ابزاری نیست
همونجا باید بمونی بگذره عمرت/ شاید یکی بیاد و بکنه از عمقت
وای اینه معنی هرزگی / وای اینه معنی هرزگی