آهن پرست – صبا جاور
من یه دختر آن پرستم
عاشق بدن آهنی ش هستم
اسیر اون یه دندگیشم
دنده شو میگیرم دیوونه میشم
با یه اشاره میره پرشتاب
دلو میزنیم تو جاده به آب
پارادوکس سرعت زندگی و مرگه
صدای اگزوزش موسیقی قرنه
چرخ قالپاقهاش چرخ زندگی
کارمن جلوش سجده و بندگیه
ایرودینامیکش صندوقش جوون
اشک میریزم رو داشبوردش خون
انگار یه حامی ابدی و ازلیه
برق اون چشماش غزلیه
